November 18, 2009

چهارشنبه، 27 آبان ماه 1388

گیوم آپولینر Apollinaire Guillaume
1918-1880

175px-Apollinaire_by_Vlaminck_1903.jpg

آپولینر، برجسته ترین شاعر اوائل قرن بیستم میلادی در فرانسه به شمار می‌رود. او جسارتی بسیار در عرضه ی نوآوري شعری داشت و همین امر از او پيشكسوتی در زمينه شعر نوي فرانسه ساخت. نخستین بار کلمه ی سوررئال توسط او در یکی از نمایشنامه هایش به کار برده شد. پس از او آندره برتون این مکتب را بسط داد و به عنوان بنیانگذار سوررئالیسم این واژه را با رویاهای سحرآمیز، رازهای ضمیر ناخودآگاه و شوق به عصیانگری معنا کرده و در نوشته ای موسوم به بیانیه سوررئالیسم در سال 1924 چنین نوشت: سوررئالیسم خودکاوی ناب روحی است که از آن طریق، عملکرد راستین اندیشه به صورت شفاهی یا نوشتاری بیان می شود. تحمیل اندیشه است فارغ از هر گونه کنترل عقل یا ملاحظات زیبا شناختی یا دل مشغولی های اخلاقی.
علاقه ی آپولینر به هنر نقاشي و دوستي اش با پيكاسو دلايلي شدند براي اينكه او مبتكر نوعي كار ادبي ـ هنري شود كه «كوبيسم ادبي» نام گرفت و بطور همزمان با كار كوبيسم ادبي، از ترویج کنندگان مكتب سوررئاليسم نیز بود. كارهاي آپولينر از نوع كاليگرام (Calligramme) و ايده ئوگرام (Ideogramme) است يعني متن هايي كه ترتيب و شكل حروفچيني و نگاشتن آنها مشخص كننده و بيانگر موضوع و مضمون درون شان بوده و در واقع نوعي انديشه نگاري است. فرم و تجارب شعري‌ او با به كارگيري ضرب‌آهنگ و استفاده از علايم نقطه‌گذاري و طراحي حروف و كلمات شكل می گرفت.
تجربه ها و تلاش هاى آپولينر در شعر سوررئاليستى، آوانگاردیسم موجود در شعر او و نگاه اش به جهانِ شعر، مورد استفاده بسيارى از شاعران جهان در دهه هاى مختلف قرار گرفته است. او از اندك شاعرانى بود كه تحول در شعر را هم در فرم و هم در مفهوم دنبال مى كرد. از او اشعار، نمایشنامه ها، متون ادبی و نقدهای بسیاری در تا کنون در تمام دنیا منتشر شده است. دو کتاب او با نام های «الکل‌ها» مجموعه شعر (1913- 1898) و «کالیگرام‌ها» شعرهای صلح و جنگ (1916- 1913) ازمعروف ترین و تاثیرگذارترین آثار اوست. آپولینر در سال 1916 در جنگ بر اثر انفجار خمپاره زخمی شد و در آخرین روزهای جنگ، درگذشت.
متن زیر ترجمه ی یکی از آثار اوست که در آن روحی تغزلی آمیخته با مصائب جنگ، که از نوع نگاه ویژه ی او به این پدیده ناشی می شود، مشهود است.


«هست» (Il y a- متن اصلی)

سراینده: گیوم آپولینر
برگردان: گلاره جمشیدی

ناوی جنگی هست که محبوب مرا با خود برده است
شش سوسیس در آسمان هست، و شب فرا می رسد تا بگویند مگس ها ستارگانی از آنها خواهند زایید
یک زیردریایی دشمن هست که می خواست کمی از عشق مرا با خود ببرد
هزار صنوبر کوچک هست، در هم شکسته از انفجار خمپاره های دور و برم
پیاده نظامی هست، کور شده با گازهای مسموم
ما هستیم، خرده ریز شده در روده های نیچه، گوته و کلن
من هستم، افسرده و غمگین در پی نامه ای که دیر کرده
چند عکس هست، در کیف بغلی ام، از محبوبم
اسیرانی هستند که زندگی را در معدن می گذرانند، آشفته و حیران
آتشباری هست که از صدای آن به خود می لرزند، خدمه
نامه رسانی هست که سلانه سلانه از راه می رسد، از جاده ی تک درخت تنها
می گویند جاسوسی هست که اینجا پنهانی پرسه می زند، مثل افق ای که بی شرمانه در افق ای رو می پوشاند و با آن یکی می شود
برافراشته هست چون سوسن سپید، قامت محبوب من
ناخدایی هست دلواپس و منتظر ارتباطات رادیویی از میان آتلانتیک
سربازانی هستند که نیمه شب تخته هایی را می بینند، برای ساختن تابوت
زنانی هستند که با فریادهایی بلند مشتی ذرت طلب می کنند در پای مسیحی خون آلود، در مکزیک
جریانی اقیانوسی هست، چقدر گرم، چقدر پربار
گورستانی هست، در فاصله ی پنج کیلومتری، مملو از صلیب
صلیب هایی هست همه جا، اینجا، آنجا
گلابی های خارداری هست، روئیده بر این کاکتوس های الجزایری
دستان عشق من هست، قد کشیده و پذیرنده
جوهردانی هست که از نارنجکی پانزده سانتی ساخته ام و دیگر پرتاب نمی شود
زین و یراق ام هست، رها شده در زیر باران
رودخانه هایی هستند که در مسیر خود به عقب برنمی گردند
عشق هست که به نرمی راه می بَرَدم
اسیری کله پوستی بود که تفنگش را روی دوش اش می برد
آدم هایی هستند در دنیا که هیچ وقت در جنگی نبوده اند
هندوهایی هستند که حیران و هراسان به رزم آرایی غربی ها می نگرند
اندوهناک و سودازده در این اندیشه اند که آیا آنها را دوباره خواهند دید
چرا که در طول این جنگ به کمال رسیده است هنر نامرئی شدن

********

چند نمونه از شعر نقاشی های گیوم آپولینر:

apollinaire.jpg


Apollinaire2.jpg

apollinaire-dessin-eiffel.jpg
********

Posted by گلاره at 7:58 AM
Comments

سلام. معرفي هوشمندانه اي بود.در ترجمه فكر نمي كنيد فكري به حال هست ها بايد كرد؟
جوهردانی هست که از نارنجکی پانزده سانتی ساخته ام و دیگر پرتاب نمی شود
كه ميشد : جوهرداني ساخته ام از نارنجكي پانزده سانتي كه ديگر پرتاب نمي شود...
يا
يک زیردریایی دشمن هست که می خواست کمی از عشق مرا با خود ببرد
هزار صنوبر کوچک هست، در هم شکسته از انفجار خمپاره های دور و برم
كه : زيردريايي دشمن كه مي خواست كمي از عشق مرا باخود ببرد و هزار صنوبر كوچك در هم شكسته از انفجار خمپاره هاي دوروبرم...
جسارت منو ببخشيد

Posted by: amir nemati at November 19, 2009 2:29 AM

با سلام و تشکر، اسم شعر این است: «هست» و در تمام سطور تاکید بر روی این کلمه است. در متن اصلی تمام جملات با این کلمه شروع شده و در ترجمه هم سعی شده در تمام جملات حتماً این کلمه به همین صورت به کار رود. پیشنهاد شما شاعرانه تر است اما وفادارنه نیست!

گلاره

Posted by: گلاره at November 19, 2009 10:02 AM

با سلام
کارگاه شعر و نقد ادبی ساری، هر ماه با یک کتاب
این جلسه نقد کتاب " شعری که سنگ در کلماتش فرو شده " / مجموعه غزل علیرضا دهرویه
با حضور شاعران و منتقدان استان
30 مهرماه 1388 / شنبه ، ساعت 16 تا 18
آدرس : ساری ، میدان امام (ره) ، مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد ، طبقه سوم
حضور برای همه علاقمندان آزاد است.
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ « ساری شعر » مراجعه کنید.

Posted by: ساری شعر at November 19, 2009 10:08 PM

سلام.اثر زیبا یی بود .و زیباتر از اثر ترجمه ی دقیق و موشکافانه ی آن .موفق باشید

Posted by: vahid at November 21, 2009 10:45 PM

سلام.اثر زیبا یی بود .و زیباتر از اثر ترجمه ی دقیق و موشکافانه ی آن .موفق باشید

Posted by: vahid at November 21, 2009 10:52 PM

سلام

بابت مطالبتون در باره آپولینر ارزشمند بود

من هم شمارا پیوند کردم

Posted by: meysam at November 26, 2009 9:18 AM

دوست عزیز و گرامی
امروز که جهان ادبی مخصوصا شعر فارسی مملو از شاعران کم و بیش با تجربه و شعرهایی باپیشنهادات تازه است ، سرو شکل دیگری به خود گرفته که جمع آوری و چینش آنها و بررسی وضعیت ادبیات و شعر فارسی مستلزم تحرکی تازه در این حوزه می باشد. بنابراین نوع دیگری از فراخوان ها و کنگره های ادبی را که اساسا متفاوت با فرایندی که مرسوم است لازم و ضروری می بینیم .
« مجله ادبی شمال ایران » که با وجود همه محدودیت ها و مشکلات جاری، در صدد است تا گام اول را برای اجرای « شالی » با حمایت و یاری شما به گونه ای امیدوارانه بردارد و در تلاش هستیم تا مجله ای وزین و مکتوب نیز در کنار آن منتشر نماییم .
برای آشنائی با جزئیات فراخوان به وبلاگ شالی " کنگره تخصصی شعر و ادبیات معاصر " مراجعه کنید.
با احترام: دبیرخانه کنگره تخصصی شالی

Posted by: دبیرخانه کنگره تخصصی شالی at December 1, 2009 11:10 PM


با درود به گلاره عزيز از طرف من و مستانه .

رودخانه هایی هستند که در مسیر خود به عقب برنمی گردند
عشق هست که به نرمی راه می بَرَدم

براي من اين سطر فوق العاده است با اين فرق كه يقينا جاي عشق و روخانه عوض شده است .

از اين كه بگذريم .خود متن هم متن محكمي ست سالها پيش در كارگاه شعر چند شعر از مجموعه الكلها با همين فضا چاپ شده بود كه خيلي خوشم اومد از خوانششون . ترجمه شما هم كه خيلي خوب و دل نشينه . تاكيد شاعر به هستي و هستنده اي كه همانگونه كه ميبيند مي نويسد با اين فرق كه فضاي ساخته شده عينا همان گزارش واقعيت به صورت شعر نيست بلكه ارتقاع كليت واقيتيست كه مي توان از موقيت هستي در اين ضاي سياه و مرگ همراه با عشق در تضاد با بيرون و درون نويسنده شعر درك كرد . نوع نگاه جهاني او به شعر اورا حتي از طبقه بندي صرف شاعران سئورئال فرا تر برده است .

Posted by: حسين خليلي at December 15, 2009 12:51 AM

سلام بر شما
اشعار روخواندم زیبا بودند
با دوغزل ودو چهارپاره بروزم ومنتظر نظر شما
موفق باشید

Posted by: جابرترمک at December 18, 2009 1:52 PM

زیبا بود...زیبا

Posted by: احمد پروین at December 21, 2009 7:08 PM

سلام
خسته نباشید!

Posted by: سعید at December 29, 2009 1:17 PM

سلام
خوبی شما؟
مطالب جالبی بود
اپولینر رو دوست داشتم
زیاد ازش کار نخونده بودم
چندتاییی انگشت شمار
ولی احتمالن باید بیشتر پیگیر کارهاش باشم
خالق سورئال

مرسی
سلام به اقای دکتر برسونید
منم ازاد شدم
وبلاگم هم
پایدار باشید

Posted by: بوتیمار at January 8, 2010 10:37 PM

شاید جایی لبانی دوخته به قامت باران گوش به تنهایی من دارد


سلام گلاره جون . مادر شدنت رو تبريك ميگم گلم خيلي خوشحال شدم خيلي .

اين وب لاگ منه . اولش ادم خيلي تنهاست . اما تو كه هستي دلم قرصه . بيا و دستمو بگير .

Posted by: مستانه at January 11, 2010 12:54 AM


هفته نامه دليران تنگستان
در گستره استان بوشهر
پذيراي اخبار ، مطالب ، آثار و عکس هاي شماست
www.delt.ir
Deliran_Weekly@Yahoo.com

Posted by: هفته دلیران تنگستان at January 11, 2010 2:40 AM

گلاره جون ،يه چيزايي نوشتم . به قول يارو گفتني به روزم.

Posted by: مستانه at January 11, 2010 5:09 PM

تبریک میگم .
از طرف خودم و مهدیه
خیلی خیلی براتون خوشحالیم
.
.
.
.
تولد هر کودک شکفتن گلی را ماند...

Posted by: سعید at January 13, 2010 8:34 AM

در گلو مانده هايم را بخوان

Posted by: meysam at January 16, 2010 1:11 PM

سلام گلاره عزیزم
کجایی بانو. دلم براتون تنگ شده

یاد روزای مدرسه افتادم

دوستدارت
سیما

Posted by: سیما at January 16, 2010 8:25 PM

با يه شعر قاچاقي به روزم.

Posted by: مستانه at January 17, 2010 1:53 AM

salam
chera vaghti vaghti be joostojoye ye shaer esme shoma residam
esma Gelareh Jamshidi baramkheili ashena bood hatta soratesh baram ashkar shod..agar che hafezam hich yarim nemikone ke koja mishnasametoon..
be har hal man afsane amiri hastam..
az page shoma kheili lezzat bordam..
shad bashin,
afsane

Posted by: afsane at January 17, 2010 6:00 AM

درود...

Posted by: hossein at January 21, 2010 9:50 AM

سلام گلاره جان... به روزم

Posted by: سیما احمدی at January 23, 2010 9:21 PM
Post a comment









Remember personal info?